تبلیغات
داســـتـا نـــهـای دلـنـشـــیــن صـــــادق - مطالب آذر 1397
داســـتـا نـــهـای دلـنـشـــیــن صـــــادق
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :صــادق امــیـن
مطالب اخیر
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
592 - حالى داریم چون قوم بنى اسرائیل

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  حالى داریم چون قوم بنى اسرائیل

یكى از روزها، اما زین العابدین علیه السلام بیرون آمدند و در بازار دمشق قدم مى زدند، منهال بن عمرو با آن حضرت علیه السلام ملاقات كرده و گفت : اى پسر رسول خدا! روز را چگونه سپرى كرده و به شب مى رسانید؟

حضرت فرمودند: روز را به شب مى رسانى چونان قوم بنى اسرائیل كه فرعون پسران و مردان آنها را مى كشت و زنانشان را زنده مى گذاشت .

اى منهال ! زمانى بود كه عرب بر عجم فخر مى ورزید كه محمد صلى الله علیه و آله از اعراب است و زمانى بود كه قریش بر همه عرب ها فخر مى فروختند كه محمد صلى الله علیه و آله جز قبیله قریش است و روزگارى نیز بر ما سپرى شد كه حق ما را ظالمانه گرفتند، ما را به قتل رسانیدند و از وطنمان راندند و در این مصیبت كه بر ما وارد شده تنها مى توانیم انا لله و انا الیه راجعون بگوییم (653)

-----------------------------------------------------------------------------------

653-لهوف سید بن طاووس ص 261







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 16 آذر 1397
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
589 - تحقیر حكومت یزید

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

سر امام حسین (ع ) در مجلس یزید

یزید فرمان داد كه طناب اسیران را بریده و باز كردن ، سپس آن ملعون سر شریف و مبارك امام حسین علیه السلام را مقابل خود نهاد و جایگاه زنان را طورى در پشت سر خود قرار داد كه آن سر را نبینند، حضرت امام على بن الحسین علیه السلام ، پس از دیدن این منظره ، تا آخر عمر غذاى كه از سر حیوانى درست شده باشد را میل نفرمود

تحقیر حكومت یزید

در روز جمعه اى در شام نماز جمعه است . ناچار خود یزید باید شركت بكند؛شاید امامت نماز را هم خود او به عهد داشت . (این را الان یقین ندرام ) در نماز جمعه خطیب باید اول دو خطابه كه بسیار مفید و ارزنده است بخواند، بعد نماز شروع مى شود. اصلا این دو خطابه به جاى دو ركعتى است كه از نماز ظهر در روز جمعه ، اسقاط، و نماز جمعه تبدیل به دو ركعت مى شود. اول ، آن خطیبى كه به اصطلاح دستورى بود، رفت و هر چه قبلا به او گفته بودند گفت ، تجلیل فراوان از یزید و معاویه كرد هر صفت خوبى در دنیا بود براى اینها ذكر كرد و بعد شروع كرد؛به سب كردن و دشنام دادن على علیه السلام و امام حسین به عنوان اینكه اینها (العیاذ بالله ) از دین خدا خارج شدند، چنین كردند، چنان كردند، زین العابدین از پاى منبر نهیب زد.: ایها الخطیب ! اشتریت مرضاه المخلوق بسخط الخالق ؛تو براى رضاى یك مخلوق ، سخط پروردگار زا براى خودت خریدى

بعد خطاب كرد به یزید كه : آیا به من اجازه مى دهى از این چوب هاى بالا بروم ؟ (نفرمود منبر خیلى عجیب است ! به قدرى اهل بیت پیغمبر مراقب و مواظب این چیزها بودند، مثلا در مجلس یزید، نمی گوید: یا امیرالمؤ منین ! یا ایها الخلیفه ! یا حتى به كنیه هم نمى گوید: یا ابا خالد! مى گوید: یا یزید! هم زین العابدین و هم زینب . در اینجا هم نفرمود كه اجازه مى دهى من بروم روى این منبر یعنى این كه منبر نیست ، این چوب هاى سه پله اى كه در اینجا هست كه چنین خطیبى مى رود بالاى آن و چنین سخنانى مى گوید، ما این را منبر نمى دانیم . این چهار تا چوب است ) اجازه مى دهى من بروم بالاى این چوب ها دو كلمه حرف بزنم !؟


اجازه سخنرانى امام سجاد (ع)  

یزید اجازه نداد. آنهاى كه اطراف بودند، از باب اینكه على بن الحسین ، حجازى است اهل حجاز است و سخن مردم حجاز شیرین و لطیف است ، براى اینكه به اصطلاح سخنرانیش را ببینند، گفتند، اجازه بدهید، مانعى ندارد.

ولى یزید امتناع كرد. پسرش آمد و به او گفت : پدرجان ! اجازه بدهید، ما مى خواهیم ببینیم این جوان حجازى چگونه سخنرانى مى كند.



  زیر و رو شدن اوضاع

ببینید این زین العابدین كه در آن وقت از یك طرف بیمار بود (منتهى بعدها دیگر بیمار نداشت ، با ائمه دیگر فرق نمى كرد) و از طرف دیگر اسیر، و به قول معروف اهل منبر، چهل منزل با با آن غل و زنجیر تا شام آمده بود وقتى بالاى منبر رفت ، چه كرد؟! چه ولوله اى ایجاد كرد؟ یزید دست و پایش را گم كرد گفت : الان مردم مى ریزند و مرا مى كشند دست به حیله اى زد ظهر بود، یك دفعه به مؤ ذن گفت ، اذان ، وقت نماز دیر مى شود!

صداى مؤ ذن بلند شد. زین العابدین خاموش شد.

مؤ ذن گفت : الله اكبر، الله اكبر، امام تكرار كرد: الله اكبر، الله اكبر، مؤ ذن گفت : اشهد ان لا اله الا الله ، باز امام حكایت كرد. تا رسید به شهادت به رسالت پیغمبر اكرم (ص)  تا به اینجا رسید، زین العابدین فریاد زد: مؤ ذن ! سكوت كن رو كرد به یزید و فرمود: یزید! این كه اینجا اسمش برده مى شود، و گواهى به رسالت او مى دهید كیست ؟ ایها الناس ؟ ما را به اسارت آورده اید، كیستیم ؟ پدر مرا كه شهید كردید كه بود؟ و این كیست كه شما به رسالت او شهادت مى دهید؟ تا آن وقت اصلا مردم درست آگاه نبودند كه چه كرده اند.

آن وقت شما مى شنوید كه یزید بعدها اهل بیت پیغمبر را از آن خرابه بیرون آورد و بعد دستور داد كه آنها را با احترام ببرند. نعمان بن بشیر را كه آدم نرم تر و ملایم ترى بود، ملازم قرار داد و گفت : حداكثر مهربانى را با اینها از شام تا مدینه بكن این براى چه بود؟ آیا یزید نجیب شده بود؟ روحیه یزید فرق كرد؟ ابدا دنیا و محیط یزید عوض شد شما مى شنوید كه یزید بعد دیگر پسر زیاد را لعنت مى كرد، هى مى گفت : تمام ، گناه او بود اصلا منكر شد، كه من چنین دستورى ندادم ، ابن زیاد از پیش خود چنین كارى كرد چرا؟ چون زین العابدین و زینب اوضاع و احوال را برگرداندند.








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 16 آذر 1397
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
587 - اگر پیامبر بود چه مى گفت ؟

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  اگر پیامبر بود چه مى گفت ؟

امام سجاد فرمود كه : ما دوازده نفر بودیم كه ما را به یك ریسمان بسته بودند یك سر ریسمان به بازوى من و سر دیگر آن به به بازوى عمه ما زینب و با این حال ما را وارد مجلس یزید كردند، آن هم با چه تشریفاتى كه او براى مجلس خودش مقرر كرده بود، كه یك جمله اى در همان حال ، امام سجاد به یزید فرمود كه او را عجیب در مقابل مردم خجل و شرمنده (كرد) و سركوفت داد كه انتظار نداشت اسیر چنین حرفى بزند. فرمود: یزید! اتاذن لى فى الكلام !؟؛اجازه هست كه یك كلمه حرف بزنم ؟

گفت : بگو، ولى به شرط اینكه هذایان نگویى .

فرمود: شایسته مثل من در چنین مجلسى هذایان گفتن نیست . من یك حرف بسیار منطقى دارم . تو به نام پیغمبر اینجا نشسته اى ، خودت را خلیفه پیغمبر اسلام مى دانى ، من سؤ الم فقط این است البته این را حضرت مى خواست بفرماید كه مردم دیگر را متوجه و بیدار كند اگر پیغمبر در این مجلس بود و ما را كه اهل بیتش هستیم به این حالت مى دید چه مى گفت ؟ (652)

------------------------------------------------------------------------------

652- لهوف سید طاووس ، ص 243





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 16 آذر 1397
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
586 - امام زین العابدین در مجلس ابن زیاد

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

امام زین العابدین در مجلس ابن زیاد

وقتى كه على بن الحسین عرضه مى شود بر پسر زیاد، (ابن زیاد) مى گوید: من انت ؟ فقال انا على بن الحسین . فقال الیس قد قتل الله على بن الحسین ؟ فقال له على علیه السلام : قد كان لى اخ یسمى علیا، قتله الناس . فقال له ابن زیاد: بل الله قتله فقال على بن الحسین : الله یتوفى الانفس حین موتها... فغضب ابن زیاد فقال : وبك جراه لجوابى و فیك بقیه للرد على ! اذهبوا به فاضربوا عنفقه ... ؛تو كه هستى ؟ فرمود: من على بن الحسین ام گفت : مگر على بن الحسین را خدا نكشت ؟

حضرت فرمود: برادرى داشتم به نام على كه مردم او را كشتند ابن زیاد گفت : بلكه خدا او را كشت . حضرت فرمود: البته خداوند جان ها را به هنگام مردن مى ستاند... ابن زیاد خشم گرفت و گفت : بر پاسخ من جرات مى كنى و هنوز توان رد بر مراد دارى ؟ او را ببرید و گردنش را بزنید. (651)

------------------------------------------------------------------------------

651-حماسه حسینى ، ج 3، ص 354





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 16 آذر 1397
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
585 - شكنجه و زجر اهل بیت 

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  شكنجه و زجر اهل بیت

امام سجاد را بر شترى كه یك پالان چوب داشت و روى آن حتى یك جل نبود، سوار كردند. چون احساس مى كردند كه امام بیمار و مریض است و نتواند خودش را نگهدارد، پاهاى حضرت را محكم بستند. غل به گردن امام انداختند. با این حال اینها را وارد شهر كوفه كردند. دیگر كوفتگى ، زجر، شكنجه به حد اعلا است (معمولا) وقتى مى خواهند از یك نفر مثلا به زور اقرار بگیرند، یا اعصابش را خرد كنند، اراده اش را در بشكنند؛یك بیست و چهار ساعت ، چهل و هشت ساعت به او غذا نمى دهند، نمى گذارند بخوابد، هى زجرش مى دهند؛در چنین شرایطى اكثر افراد مستاءصل مى شوند، مى گویند هر چه مى خواهى بپرس تا من بگویم آن وقت شما ببینید! اینها وقتى كه وارد مجلس ابن زیاد مى شوند، بعد از آن همه شكنجه هاى روحى و جسیم ، چه حالتى دارند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 16 آذر 1397
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
584 - بیمارى حضرت سجاد (ع )

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  بیمارى حضرت سجاد (ع )

مى دانیم كه روز عاشورا، وضع به چه منوال بود، و شب یازدهم را اهل بیت پیغمبر چگونه برگزار كردند. روز یازدهم جلادهاى ابن زیاد مى آیند اهل بیت را سوار شترهاى بى جهاز مى كنند و یكسره حركت مى دهند، و اینها شب دوازدهم را شاید تا صبح یكسره با كمال ناراحتى روحى و جسمى ، طى طریق مى كنند. فردا صبح نزدیك دروازه كوفه مى رسند. دشمن مهلت نمى دهد همان روز پیش از ظهر اینها را وارد شهر كوفه مى كنند.

ابن زیاد در دارالاماره خودش نشسته است . یك مشت اسیر، آن هم مركب از زنان و یك مرد كه در آن وقت بیمار بود. لقب بیمارى بر حضرت سجاد علیه السلام فقط در میان ما ایرانى ها پیدا شده است . نمى دانم چطور شده است كه فقط ما این لقب را مى دهیم : امام زین العابدین بیمار! ولى در زبان عرب هیچ وقت نمى گویند: على بن الحسین المریض (یا الممراض ) این لقبى است كه ما به ایشان داده ایم ، ریشه اش البته همین مقدار است كه در ایام حادثه عاشورا، امام على بن الحسین سختت مریض بود (هركس در عمرش مریض مى شود. كیست كه در عمرش مریض نشود؟ مریض بسترى بود، مریضى كه حتى به زحمت مى توانست حركت كند و روى پاى خود بایستد و با كمك عصا مى توانست از بستر حركت كند. در همان حال امام را به عنوان اسیر حركت دادند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 16 آذر 1397


فضائل و سیره امام حسین (ع) :
582 - آیا قرآن خوانده اى ؟

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

 آیا قرآن خوانده اى ؟

پیرمردى نزدیك اسرا آمده و خطاب به حرم حسین و بانوان آن حضرت كه كنار مسجد ایستاده بودند، گفت : حمد و سپاس مخصوص خدایى است كه شما را به قتل رسانید و هلاك نمود و با كشته شدن مردان شما، شهرها را امنیت بخشید و امیرمومنان را بر شما مسلط ساخت !

حضرت امام على بن الحسین علیه السلام به او فرمود: اى پیرمرد! آیا قرآن خوانده اى ؟

پیرمرد گفت : آرى !

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودند: آیا معناى این آیه را مى دانى قل لااسلكم علیه اجرا الا الموده فى القربى ؛بگو اى پیامبر! من براى انجام رسالت خویش از شما اجر و مزدى نمى خواهم ، جز آنكه با خویشاوندان من نیكى نمایید؟

پیرمرد گفت : آرى ! این آیه را در قرآن خوانده ام .

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودند، خویشاوندان پیامبر، ما هستیم اى پیرمرد! آیا در سوره بنى اسرائیل خوانده اى كه : حق خویشاونان و نزدیكان را ادا نما؟

پیرمرد گفت : آرى ، خوانده ام !

حضرت على بن الحسین علیهاالسلام فرمودند: آن خویشان و نزدیكان كه مراد آیه مى باشد ماییم ، اى پیرمرد! آیا این آیه را خوانده اى : بدانید هر چه به عنوان غنیمت و سود مى برید، خمس آن متعلق به خدا و رسول او و نزدیكان رسول خدا مى باشد؟

پیرمرد گفت : آرى !

حضرت امام سجاد علیه السلام به او فرمودند: ماییم خویشان و نزدیكان حضرت پیامبر، آیا این آیه را خوانده اى : همانا خداوند اراده كرده است كه هر گونه رجس و ناپاكى را از شما خاندان دور كرده و شما را پاك و پاكیزه فرماید

پیرمرد گفت : آرى ! این آیه را نیز خوانده ام !

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودند: ماییم آن خاندانى كه خداوند آیه تطهیر را در شان و منزلت ما نازل نمود. (649)


  توبه پیرمرد

پیرمرد سكوت نمود، در حالى كه آثار پشیمانى در چهره اش هویدا شده بود، پس از لحظاتى گفت : تو را به خدا قسم مى دهم ، آیا این آیات قرآن در شان شما نازل شده است ؟

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودن ، به خدا سوگند، بى هیچ شك و تردید، ما همان خاندان هستیم و به حق جدم رسول الله كه ما همان خاندانیم

راوى گفت :

پیرمرد گریست ، عمامه خود را بر زمین كوبید، سپس سر به آسمان برداشت و گفت : بار خدایا! مین بیزارى مى جوییم از دشمنان جنى و انسى آل محمد

پیرمرد به حضرت امام سجاد علیه السلام گفت ، آیا هنوز راه توبه براى من باز است ؟!

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودند، آرى ! اگر توبه نمایى ، خداوند نیز توبه تو را خواهد پذیرفت و تو با ما خواهى بود؟

او عرض كرد: من توبه مى كنم !

هنگامى كه این جریان به گوش یزید رسید، فرمان داد تا او را بكشند. (650)

------------------------------------------------------------------------------

649-لهوف سید بن طاووس ، ص 217

650-همان ص 241





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 11 آذر 1397
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
581 - مرثیه حضرت سجاد در كوفه

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  مرثیه حضرت سجاد در كوفه

سپس حضرت امام سجاد علیه السلام اشعارى را به این مضمون خواندند:

جاى شگفتى نیست كه امام حسین علیه السلام از روى ظلم و كینه به شهادت رسید؛چرا كه پیش از آن حضرت ، پدرش على علیه السلام كشته شد و او بسیار بزرگوارتر بود.

اى اهل كوفه ! از قتل عام ما و كشتن حسین علیه السلام خشنود مباشید، زیرا كه این بزرگ تر ین گناه و حضرت ، پدرش على علیه السلام كشته شد و او بسیار بزرگوارتر بود.

اى اهل كوفه ؟ از قتل عام ما و كشتن حسین علیه السلام خشنود مباشید؛زیرا كه این بزرگ ترین گناه و جنایتى است كه مرتكب شدید.

روح من فدایش باد كه در كنار رود فرات تشنه لب شهید شد و آتش دوزخ جایگاه كشنده و قاتل وى مى باشد. (648)

------------------------------------------------------------------------------

648-لهوف سید بن طاووس ، ص 217





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 11 آذر 1397
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
580 - آیا مى خواهید مرا نیز فریب دهید!

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

آیا مى خواهید مرا نیز فریب دهید!

امام سجاد علیه السلام فرمودند: هیهات هیهات ! اى مردم حیله گر! هرگز به خواسته هاى نفسانى خود نخواهید رسید، آیا مى خواهید مرا نیز همچون پدرانم كه از پیش فریب دادید، فریب دهید؟! به خداى اشتران رهوار سفر حج سوگند مى خورم كه این امر هرگز صورت تحقق به خود نمى گیرد. هنوز جراحت دل ما بهبود و التیام نیافته است ، شما همین دیروز بود كه پدرم را به همراه اهل بیتش به شهادت رسانیدید.

هنوز كه هنوز این مصیبت داغ رسول خدا صلى الله علیه و آله و مصیبت پدرم و پسران پدرم ، به بوته فراموشى سپرده نشده است .

هنوز كه هنوز است این درد راه گلوى مرا بسته و این غصه و غم ها در دلم در حال جوشش و غلیان است ، من از شما تقاضا مى كنم كه نه با ما باشید و نه علیه ما





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 11 آذر 1397
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
579 - ما دشمن دشمنان توایم !

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  ما دشمن دشمنان توایم !

سپس حضرت علیه السلام فرمودند: خداوند بیامرزد كسى را كه به پند من گوش دهد و سفارش مرا درباره خدا و رسولش و اهل بیت آن حضرت صلى الله علیه و آله حفظ كند؛زیرا كه رسول خدا صلى الله علیه و آله براى همگى ما نیك اسوه و الگویى است

كوفیان همگى گفتند: اى پسر رسول خدا! ما همگى گوش به فرمان و مطیع تو مى باشیم ، نگهدار و حافظ احترام و عزت و آبروى توایم . ما به تو علاقه داریم . هر امر و دستورى كه دارى بگو، خداوند تو را رحمت كند، ما مى جنگیم با دشمن تو و صلح مى كنیم با دوستان تو، مسلم بدان كه ما از یزید كه خدا او را لعنت كند، بازخواست خواهیم كرد و از هر آن كسى كه نسبت به تو و ما ستم نموده بیزارى مى جوییم !!! (647)

-----------------------------------------------------------------------------

647-لهوف سید بن طاووس ، ص 215





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 11 آذر 1397
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
578 - آیا شما نامه ننوشتید؟!

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  آیا شما نامه ننوشتید؟!

اى مردم ! شما را به خدا سوگند مى دهم ، آیا شما نبودید كه براى پدرم نامه ها نوشتید و در اى كارتان خدعه و نیرنگ نمودید؟

با او میثاق بسته و بیعت نمودید؛اما به جنگ او برخاستید. ننگ بر نظر و رایتان باد! به چه چشمى مى توانید به صورت پیامبر خدا نگاه كنید؟ آنگاه كه آن حضرت صلى الله علیه و آله از شما بپرسد: شما از امت من نیستید؛زیرا عترت مرا كشتید و حرمت مرا شكستید؟

صداى مردم به هوا برخاست ، آنها خطاب به هم مى گفتند، نابود شده اید و بى خبرید! (646)

------------------------------------------------------------------------------

646-لهوف سید بن طاوس ، ص 213





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397

فضائل و سیره امام حسین (ع) :
577 - خطبه امام سجاد (ع ) در كوفه

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

خطبه امام سجاد (ع ) در كوفه

سپس امام زین العابدین حضرت سجاد علیه السلام به مردم اشاره اى كردند كه سكوت كنید، جمعیت ساكت شدند، حضرت برخاسته ، پس از حمد و ثناى الهى ، پیامبر را نام برد و بر او صلوات و درود فرستاده ، سپس گفت :

اى مردم ! هر كس كه مرا شناخت ، كه به من معرفت دارد و مرا مى شناسد؛اما آن كسى كه مرا نمى شناسد، من خودم ، خود را به او معرفى خواهم كرد: من على پسر حسین علیه السلام فرزند على بن ابیطالبم .

من پسر كسى هستم كه حرمت او را شكستند، اموالش را گرفتند و خاندان او را اسیر كردند.

من پسر كسى هستم كه او را در كنار شط فرات بى هیچ سابقه كینه و دشمنى سر بریدند.

من فرزند كسى هستم كه او را با زجر به شهادت رسانیدند و همین افتخار براى او كافى است . (645)

------------------------------------------------------------------------------

645-لهوف سید بن طاوس ، ص 213





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
576 - پس چه كسى ما را كشت ؟!

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  پس چه كسى ما را كشت ؟!

هنگامى ورود به كوفه كوفیان با مشاهده كاروان اسرا، منقلب شده و شروع به گریه و زارى نمودند، و نوحه ها سردادند، در این حال امام سجاد على بن الحسن علیه السلام فرمودند، آیا این شما هستید كه نوحه سرایى مى كنید و گریه سر داده اید، پس چه كسى ما را كشت ؟ (644)

------------------------------------------------------------------------------

  644- لهوف سید بن طاوس ، ص 19





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 10 آذر 1397





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی