داســـتـا نـــهـای دلـنـشـــیــن صـــــادق
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :صــادق امــیـن

فصل بیست و پنجم : تاءثیر خون در اشاعه نهضت حسینى

فضائل و سیره امام حسین (ع) :

712 - دادن خون در راه دین

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

- دادن خون در راه دین

براى سیدالشهداء علیه السلام تكلیف بود آنجا كه باید قیام بكند و خونش را بدهد تا اینكه این امت را اصطلاح كند، تا اینكه این علم یزید را بخواباند و همین طور هم كرد و تمام شد. خونش را داد و خون پسرهایش را داد و اولادش را داد و همه چیزهاى خودش را داد براى اسلام . (785)

--------------------------------------------------------------------------------

785- صحیفه نور، ج 2، ص 208







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 17 آبان 1398
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
711 - عنوان پاسدار، یادگار لحظه هاى حساس انقلاب

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  - عنوان پاسدار، یادگار لحظه هاى حساس انقلاب

درست است كه اگر ائمه دیگر ما هم در آن زمان و در شرایط (امام حسین علیه السلام ) قرار مى گرفتند، همان كارى را مى كردند كه حضرت ابى عبدالله علیه السلام كرد، اما واقعیت این است كه بالاخره این قرعه به نام این بزرگ مرد افتاد و خدا او را براى آن چنان فداكارى عظیمى كه در طول تاریخ ، تا آن جایى كه ما شناخته ایم ، بى نظیر بود گزید. حسین بن على علیه السلام و دیگر بزرگان خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده اند كه : لا یوم كیومك یا ابا عبدالله (783)

هیچ روزى ، مثل عاشورا نبود و هیچ فداكارى ، مثل فداكارى آن بزرگان نبود فداكارى ، تاج كرامتى بر سر این بزرگ مرد و یارانش شد و آن مجموعه ، دره التاجى براى مجموعه افتخارات اسلام ، از صدر تا ذیل شدند. هیچ كس را نمى شود با آن ها مقایسه كرد. (784)

--------------------------------------------------------------------------------

783-حدیث ولایت ، ج 6 ص 244

784-حدیث ولایت ، ج 6







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 6 آبان 1398
فضائل و سیره امام حسین (ع) :
710 - به اسم خلیفه رسول الله مثل چنگیز رفتار كردند.

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  - به اسم خلیفه رسول الله مثل چنگیز رفتار كردند.

رژیم منحط بنى امیه مى رفت تا اسلام را رژیم طاغوتى و بنیانگذار اسلام را بر خلاف آنچه بوده معرفى كند، معاویه و فرزند ستمكارش به اسم خلیفه رسول الله با اسلام آن كرد كه چنگیز با ایران ، و اساس مكتب وحى را تبدیل به رژیم شیطانى نمود. (782)

--------------------------------------------------------------------------------

782- صحیفه نور، ج 7، ص 236





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 6 آبان 1398

فضائل و سیره امام حسین (ع) :
709 - تقدس قیام امام حسین (ع ) نسبت به سایر قیام ها

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

  - تقدس قیام امام حسین (ع ) نسبت به سایر قیام ها

چه چیزى سبب مى شود كه قیامى مقدس و پاك و عظیم و مورد احترام مى شود تا آنجا كه ملاك و معیار حركت هاى دیگر و سكوت و سكون ها مى شود. مقدس مى شود یعنى مردم به چشمى به آن نگاه مى كنند كه به امور مافوق مادى و مافوق طبیعى نگاه مى كنند، عظیم و محترم مى شود، در حدى كه هیچ نهضتى با او قابل قیاس نیست ، حداكثر قابل تشبیه و پیروى است .

این قداست و اهمیت خارق العاده بعد از حدود چهارده قرن معلوم سه جهت است : عامل اول : قداست و تعالى و عظمت هدف كه آنچه هدف است حقیقت است نه منفعت خود، و لهذا مستلزم فداكارى و قربان كردن منفعت است براى حقیقت ، براى خدا، بدیهى است اگر كسى قیام كند براى اینكه به آب نانى برسد، جاه و مقامى كسب كند، پول و ثروت و قدرتى تحصیل كند و به قول حنظله باد غیسى براى كسب مهترى و یا به قول ناسیونالیست ها براى تعصبات ملى و وطنى قیام كند، چنین قیامى مقدس نیست ، بلكه از آن نظر كه مستلزم وسیله قرار دادن دیگران است محكوم است ، خواه موفق شود و خواه شكست بخورد. چنین قیامى معامله و تجارت است كه گاه سود دارد و گاهى زیان ، نه سود بردنش اهمیتى دارد و نه زیان بردنش ، اینگونه قیام ها مبارزه شخصى با شخص است به خاطر منافع ، و به همین دلیل بى ارزش است . اینكه امام به تبعیت از پدر بزرگوارش مى فرمود: علیه السلام اللهم انك تعلم انه لم یكن منا منافسه فى سلطان ... ناظر به این است كه درد ما و آرزوى ما چه بوده است .

ولى اگر قیام و مبارزه ، مبارزه شخصى با شخص نبود، مبارزه به خاطر منافع نبود، بلكه مبارزه با نوعى عقیده و نوعى رژیم مبتنى بر ظلم و فساد و شرك و بت پرستى و براى رهایى بشریت از بردگى ها اجتماعى و خطرناك تر اعتقادى ، و بالاخره براى نجات بشریت از چنگال عفریت جهل و ضلالت و هیولاى ظلم و استبداد و استثمار بود و و بذل مهجته فیك لیستنفذ عبادك من الجهاله و حیره الضلاله و به انگیزه امر خدا و تحصیل رضاى حق بود كه ان صلاتى و نسكى و محیاى و مماتى لله رب العالمین بر اساس از خود گذشتگى و فداكارى بود، و خلاصه اگر خالصا لوجه اله بود و هیچ منفعتى نداشت ، بلكه منافع را به خاطر حقیقت به خط انداخت ؛چنین مبارزه اى چون جلوه اى از روح حقیقت پرستى بشر است و چون مصداق انى اعلم مالا تعلمون است ، طبعا تقدس و تعالى و عظمت پیدا مى كند. چنین مبارزه مصداق هجرت الى الله و الى الرسول است كه در حدیث آمده است . به عبارت دیگر یكه بعد قداست مربوط است به اینكه درد صاحب نهضت چه نوع دردى است و آرزویش چه نوع آرزویى است .

قیام امام حسین این عنصر را در اعلى واجد بود. منافعش كاملا تامین مى شد، ولى او حاضر شد براى نجات جهان اسلام و براى نجات مسلمین از چنگال ظلم ، جان و مال و تمام هستى خود را به خطر بیندازد، از این جهت صددرصد یك شهید و یك پاكباخته است ، بلكه سیدالشهداء و سالار پاكباختگان است .

عامل دومى كه به یك نهضت قداست و تعالى و جنبه جاودانى مى دهد، شرایط خاص محیط است . چراغ در روز روشن هیچ ارزشى ندارد و در شب مهتاب و هواى صاف و آسمان پرستاره ارزش كمى دارد، ولى در تاریكى مطلق كه چشم ، چشم را نمى بیند، ارزش زیادى دارد، مانند آبى است كه در بیابان بر تشنه اى ببارد؛ یا بارانى است كه در شدت بى آبى و خشكى و عطش محصول از ابر فرو ریزد. و به عبارت دیگر عامل دوم نوع قدرتى است كه با آن درگیر شده اند، در مقابل فرعون ها، نمردها، انا ربكم الاعلى ها، مغرورها، مستبدها، خونخوارها كه از شمشیرشان خون مى چكد.

پیغمبر اكرم فرمود: افضل الاعمال (یا: افضل الجهاد كلمه عدل عند امام جائر در شرایطى كه آزادى وجود دارد، از آزادى زدند هنر نیست ، ولى در شرایط كه استبداد وجود در كه آزادى وجود دارد، دم از آزادى زدن هنر نیست ، ولى در شرایطى كه استبداد و جور در نهایت قدرت ، حكومت مى كند، نفس ها در سینه ها حبس شده است ، زبان را از پشت گردن بیرون مى آورند، دست ها و پاها بریده مى شود، سرها بر نیزه ها بلند را از پشت گردن بیرون مى آورند، دست ها و پاها بریده مى شود، سرها بر نیزه ها بلند مى شود، یاس مطلق حكمفرما است و به تعبیر امیرالمومنین : یظن الظان الدنیا معقوله على بنى امیه (آرى ، در چنین شرایطى دم از آزادى هنر است .) مى فرماید: (خطبه 91): الا و ان اخوف الفتن عندى علیكم فتنه بنى امیه ، فانها فتنه عمیاء مظلمه : عمت خطتها، و خصت بلیتها، و اصاب الیلاء من ابصر فیها، و اخطا البلاء من عمى عنها. وایم الله لتجدین بنى امیه لكم ارباب سوء بعدى كالناب الضروس : تغذم بفیها، و تخبط بیدها، و تزبن برجلها، و تمنع درها، لا یزالون بكم حتى لا یتركوا منكم الا نافعا لهم او غیر ضائر بهم ، و لا یزال بلاوهم عنكم حتى لا یكون انتصار احداكم منهم الا كانتصار العبد من ربه .

از این نظر ارزش قیام از جنبه شهامت و حقیر شمردن دژخیمان و ستمگران و فرعون ها و نمرودها است . چنانكه مى دانیم قیام ابراهیم و موسى و عیسى و رسول اكرم در برابر این قدرت هاى حاكم اهریمنى بود، و همین كه شرایط نامساوى بود و یك تنه قیام مى كردند و مصداق كم من فئه قلیله غلبت فئه كثیره باذن الله بود، ارزش مى دهد به این قیام ها.

عجب است كه برخى - مثل نویسنده شهید جاوید - براى اینكه قیام امام حسین را موجه جلوه دهند سعى مى كنند به نحوى ثابت كنند كه مردم كوفه واقعا قدرتى بودند و قابل اعتماد بودند، در صورتى كه عظمت قیام قدرتى بودند و قابل اعتماد بودند، در صورتى كه غظمت قیام حسینى در این است كه (امام ) یك تنه قیام كرد، ولى اثر روحى و روانى اش در حدى بود كه آن روز را تكان داد و اثرش هنوز باقى است .

عامل سوم مربوط است به درجه روشن بینى ، به درجه آگاهى اجتماعى و به درجه جهت شناسى و به درجه خبرویت مانند یك پزشك آگاه كه هم بیمارى را مى شناسد و هم راه علاج را، هم به نوع خواب ملت آگاه است و هم به كیفیت بیدار كردن . این است كه این نهضت توام است با یك بینش و درك قوى و یك بصیرت خارق العاده و نافذ و یك دوربینى زیاد كه طبق مثل معروف : در خشت مى بیند آن چیزى را كه دیگران در آئینه نمى بینند. به اصطلاح قیام پیش رس (نه زودرس ) اعلام خطرى است قبل از آنكه دیگران خطر را احساس كنند.

عمده مطلب این بود كه یك جریان پشت پرده اى آن روز امویان داشتند كه امام حسین آن را رو كرد و به روى پرده آورد. حتى شرابخوارى یزید هم از نظر وسائل آن روز یك جریان پشت پرده بود كه بعدها به روى پرده آمد. ابوسفیان طرح یك سیاستى را در خانه عثمان (ریخت ) كه فوق العاده خطرناك بود. گفت : یا بنى امیه ! تلقفوها تلقف الكره و لتصیرن الى اولادكم وراثه . (ظاهرا نظرش این بود كه با پشتوانه دینى و جعل احادیق این امر را موروثى كنند) اما والذى یحلف به ابوسفیان ... . جمله امام حسین : و على الاسلام السلام اذا قد بلیت الامه براع مثل یزید . شاید نظر است به عملى شدن ابوسفیان .

اینكه امام حسین به اثر كارش ایمان داشت و مكرر مى گفت : بعد از من اینها سرنگون خواهند شد، دلیل دیگرى بر درك قوى آن حضرت . (781)

--------------------------------------------------------------------------------

781- حماسه حسینى ج 3، ص 50





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 6 آبان 1398

 

فضائل و سیره امام حسین (ع) :

708 - تفاوت اصحاب معاویه و ابن زیاد

Image result for ‫عباس عزیزی   فضایل امام حسین (ع)‬‎
بــســـم الله الـــرّحــمـــن الــــرّحــیــم

- تفاوت اصحاب معاویه و ابن زیاد

(عقاد در كتاب ابوالشهداء ص 12 مى گوید:)) ان الذین انخدعوا او تخادعوا... و الاجام .. .

چند نكته در اینجا هست (فرق اصحاب معاویه و اصحاب ابن زیاد):

الف : بین اصحاب معاویه در صفین و اصحاب یزید در كربلا فرق بود؛زیرا معاویه با یك نوع ظاهرسازى آنها را فریب داده بود و آنها خیال مى كردند فقط براى انتقام خلیفه مظلوم مى جنگند و هنوز پرده از روى مقاصد معاویه برداشته نشده بود برخلاف عصر یزید و دوره یزید. و به همین دلیل در مبارزه على علیه السلام و امام حسین با معاویه نفاق طرف آن قدر آشكار نبود كه در مبارزه امام حسین آشكار بود. ولى مردم در طول این بیست سال تا این قدر عقب رفته بودند و به نظر نمى رسد كه در دوره معاویه مردم در حادثه اى مثل حادثه كربلا از بنى امیه دفاع مى كردند. پس بنى امیه مردم را به مقدار زیادى در این مدت عقب بردند.

ب - در قضیه معاویه و طلب ثار و انتقام كه مردم به حركت آمدند بى شكى روح عصبیت و جاهلیت و میل به خونخواهى و خونخوارى كه در طبیعت عرب بود و در جاهلیت به صورت هاى دیگر تظاهر مى كرد، در این حادثه موجود بود و تظاهرش رنگ اسلام داشت .

ج - معاویه در زمان خلافت خودكار مهمى كرد كه همان چیز موجب زوال حكومت از بنى امیه شد و آن ، موضوع ولى عهد قرار دادن یزید بود كه اولا یزید ناصالح ترین افراد بود و ثانیا ولایت عهد دست بازى كردن دست كردن خلافت به صورت سلطنت بود و مخصوصا معاویه در زندگى خودش براى یزید بیعت گرفت . اساسا معاویه در سایر كارها نیز روش خلافت را تبدیل كرد به روش سلطنت ، هر چند از زمان عثمان ، بنى امیه خلافت را ملك خود مى نامیدند.

د- عمل اعوان بنى امیه در كربلا منتهاى قوس نزول اخلاق در امت اسلامیه بود و از حادثه كربلا انتباه و شعور و به آزادى و زیر بار نرفتن شروع شد. قیام هاى كوفه و مخصوصا قیام عبدالله بن عفیف آزادى نمونه اى از آغاز تجلیات روحى اسلامى به شمار مى رود. اعوان بنى امیه بعد از كربلا هم خست و دنائت خود را به خرج دادند، ولى شروع بیدارى از حسین بن على علیه السلام شد. (780)

--------------------------------------------------------------------------------

780- حماسه حسینى ، ج 3، ص 116





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 6 آبان 1398





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic